نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه فقه و حقوق‌اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

3 دانشجوی کارشناسی‌ارشد، فقه و حقوق خصوصی، دانشگاه شهید مطهری(ره)، تهران، ایران

10.48308/eclr.2025.238658.1138

چکیده

در مبحث مربوط به تعارضات (بالمعنی‌الأعم) اصولی، یک مجموعه به لحاظ ویژگی خاصی که دارد، تحت عنوان «اجتماع امر و نهی» جدا می‌شود و می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که اساساً اجتماع امر و نهی در شیء ‌واحد جایز است یا ممتنع؟ این مبحث در نتیجه تفاوت مبانی کلامی، منطقی و اصولی طی قرون متمادی به معرکه آراء تبدیل شده، به طوریکه قائلان به جواز مدعی عدم سرایت حکم از عنوان به معنون و تعدد‌ معنون به موجب تعدد‌ عنوان شده‌اند. در مقابل، قائلان به امتناع نسبت به ادعاهای مذکور ایراداتی طرح کرده‌اند که مقاله حاضر‌ واجد پاسخی بدیع به ایشان است. بحث از اجتماع امر و نهی هرچند در اصول‌فقه و دانش‌های متشرعه روییده اما با الغای خصوصیت می‌توان باب امکان‌سنجی طرح و تطبیق‌مسئله اجتماع امر‌و‌نهی اصولی و فروعات آن در نظام حقوقی را گشود. البته لازمه این تطبیق و امکان سنجی شستن چشم‌ها و توجه به مختصات جدیدی است که در آن ادبیات امر و نهی رنگ باخته و صحبت از تعارض باید و نبایدهای حقوقی می‌شود. جلوه‌ این تعارض در حوزه حقوق‌قراردادها نمایان است؛ جایی که اصل لزوم، تجسم وجوب و امر است و ممنوعیت‌های مدنی و کیفری مختلف تجسد نهی و حرمت و قرارداد همان ذات واحدی است که تعارض ناظر به آن مطرح می‌شود. البته این قسم از تعارض در حوزه قراردادها هیچگاه به استقرار نمی‌رسد و به طرق مختلفی من جمله تمسک به قاعده «انتفاء المشروط بانتفاء شرطه»، اطلاق، تقیید و... رفع شده و خلاف علم اصول، جانب امتناع اثبات می‌شود.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Ijtima Amr and Nahi in Usul Al Fiqh and Feasibility Study of Its Situating in Contracts

نویسندگان [English]

  • Seyed Mostafa Mohaghegh Damad 1
  • Mahdi Niazabadi 2
  • Mohammadreza Abbasirad 3

1 Professor of Law, Faculty of Law, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran

2 Assistant Professor, Department of Islamic Law, Faculty of Humanities, Shahed University, Tehran ,Iran

3 L,L,M Student in Fiqh (Islamic Law) and Private Law, Shahid Motahari University, Tehran, Iran.

چکیده [English]

In the field of Ta’arozat (conflicts) in Usul Al Fiqh, an especial subject is separated with the title of “Ijtima Amr and Nahi” and in terms of its especial characteristics, it tries to answer the question that basically, gathering the ordinance and prohibitions in a single matter is possible or not? This issue as a result of the difference in Theological, Logical and Islamic jurisprudential foundations, so that the commentators who believed into “possibility” claimed the non-transmission of the rules (Ahkam) from title to titled and the plurality of title due to the plurality of titled. On the other hand, the commentators who believed in “impossibility” have raised objections to the aforementioned claims, and the present article is a new argument and response to them. The topic of “Ijtima Amr and Nahi”, although has been discussed in Usul Al Fiqh, but by the abolition of specificity and analogize, we can open the feasibility of planning and implementing this topic and its branches in the legal systems. The manifestation of this conflict is visible in the field of contract law. Where Pacta Sunt Servanda is the embodiment of obligation and ordinance, and contract is the single subject that the conflict is about. Of course, this type of conflict is never situated in the field of contracts and is resolved in various ways, including adherence to "If the condition is lost, the result is also lost” rule, and unlike Usul Al Fiqh the impossibility of such gathering, would be proved.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ijtima Amr and Nahi
  • Pacta Sunt Servanda
  • Ta’aroz (Conflict)
  • Contract
  • Obligations